English
مهنا، پل ارتباطی ما ایرانی ها
مهنا، پل ارتباطی ما ایرانی ها                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                           ایرانی سرمایه جهانی

فرار مغزها یا مهاجرت نخبگان

فرار مغزها «Brain Drain» پدیده ای است که از دیرباز کشورهای در حال توسعه با آن مواجه بوده اند. در حقیقت فرار مغزها معرف جریان سرمایه انسانی است که در آن انتقال مهارت ها انجام می گیرد. کلمه Brain، مربوط به مهارت با تبحر فرد است که نوعی ثروت بالقوه محسوب می شود و کلمه Drain، معرف نرخ خروج یا فراد، بیش از حد نرمال (طبیعی) نیروی انسانی است.
روی هم رفته ترکیب این دو کلمه به معنی انتقال بخشی از افراد مستعد در یک نرخ قابل ملاحظه به خارج از کشور و کشورهای به طور عمده پیشرفته و توسعه یافته است. مطالعات روی این موضوع از سال 1950 در حوزه های مهاجرت بین المللی نیروی کار، سرمایه انسانی و تجارت بین الملل، آغاز شد (اسکات و گروبل 1966). انجمن رویال بریتانیا، نخستین بار این اصطلاح را در اواخر دهه 1950 و اوایل دهه 1960 برای توصیف جریان فناوران و دانشمندان به کشورهایی مثل کانادا و ایالات متحده آمریکا به کار برد.
فرار مغزها و خروج نیروی انسانی تحصیل کرده و ماهر، به منظور ارائه خدمات خود در بازارهای خارجی و به تبع آن کسب بازده بیشتر در خارج از کشور، از یک سو بازده مورد انتظار تحصیل و به طور کلی موجودی سرمایه انسانی را در کشورهای مبدا افزایش می دهد و از سوی دیگر چون تمام این افراد موفق به خروج از کشور و بازارهای خارجی نخواهند شد، در نتیجه سطح عمومی تحصیلات و مهارت در کشور مبدا افزایش پیدا می کند. بنابراین بر اساس مدل های رشد درون زای اقتصادی مبتنی بر سرمایه انسانی، رشد اقتصادی و رفاه در کشورهای مهاجر فرست (مبدا فرار مغزها) افزایش پیدا می کند.
از یک سو با توجه به دیدگاه ها مختلف درباره اثرات فرار مغزها بر روی کشورهای در حال توسعه و از سوی دیگر با توجه به این که کشوهای مبدا فرار مغزها به طور عمده کشورهای در حال توسعه هستند، بررسی اثرات اقتصادی فرار مغزها بر کشورهای در حال توسعه اهمیت زیادی پیدا می کند.

آشنایی با مفهوم مهاجرت نخبگان و فرار مغزها

سال هاست کشورهای مختلف اعم از کشورهای صنعتی و کشورهای در حال توسعه از جمله جمهوری اسلامی ایران، با معضلی به نام مهاجرت و فرار نخبگان که بعضاً فرار مغزها نیز نامید می شود، مواجه هستند. مفهوم «مهاجرت» عبارت است از تغییر محل اقامت، ضمن عبور از مرزهای سیاسی برای مدت بیش از یک سال و «اصطلاح فرار مغزها به فرایندی اطلاق می گردد که در آن به صورت مداوم و یا در یک دوره زمانی قابل توجه، شاهد مهاجرت افراد تحصیل کرده و متخصص از یک کشور، ناحیه با بخش اقتصادی، به کشور، ناحیه یا بخش اقتصادی دیگری باشیم که این امر می تواند ناشی از دلایل اقتصادی، سیاسی، فرار از جنگ و تأمین امنیت برای خود و خانواده، دستیابی به امنیت شغلی و رضایت مندی از آن، دستیابی به امکانات علمی و غیره باشد».
فرار مغزها نخستین بار در مورد مهاجرت دانشمندان و مهندسان انگلیسی به آمریکا پس از جنگ دوم جهانی به کار رفت که معنای منفی داشت؛ یعنی مهارت های مورد نیاز یک کشور به شکل غیرمنصفانه ای توسط دولت های مهاجرپذ مورد بهره برداری قرار می گیرند که این امر به ضرر کشورهای مهاجر فرست است. در حال حاضر این لفط برای مهاجرت از دولت های در حال توسعه به کشورهای توسعه یافته به کار می رود.

دانلود تحقیق مهاجرت نخبگان


بررسی فرار مغزها از ایران
برای تسهیل مطالعه این معضل می توان دوران حیات جمهوری اسلامی را به دو بخش انقلاب اسلامی تا پایان جنگ تحمیلی و دوران پس از جنگ تقسیم بندی کرد. از آن جایی که در دوره انقلاب اسلامی تا پایان جنگ، کشور با مسائلی مانند انقلاب اسلامی و جنگ و بی ثباتی در عرصه های گوناگون اجتماعی، اقتصادی و سیاسی روبرو بود، مهاجرت از ایران تا حد زیادی طبیعی می نمود.
معمولاً تحولات شدید اجتماعی و سیاسی مانند انقلاب، مهاجرت نخبگان و فرار مغزها را تشدید می کند. در بحبوحه انقلاب، یعنی ماه های پیش از بهمن 1357 و پس از آن قشر وسیعی، از ایران فرار کردند. اکثر این مهاجرین که نمی توان عنوان نخبه را بر آنها نهاد، کسانی بودند که به علت وابستگی به رژیم پهلوی و به دلیل تحت تعقیب بودن یا ترس از تحت تعقیب واقع شدن، مهاجرت کردند.
وقوع جنگ از یک سو و انقلاب فرهنگی در داشنگاه ها از سوی دیگر، موج دیگری از مهاجرت پس از انقلاب را موجب شد. یک دسته از مهاجران کسانی بودند که به علت جنگ تحمیلی و به سبب طولانی شدن آن، شرایط را برای زندگی مناسب نمی دانستند.
اینها اغلب کسانی بودند که برای فرار از خدمت سربازی در سنین پایین اقدام به مهاجرت می کردند و می توانستند در کشورهای غربی به کسب و کار دست یابند و یا کسانی بودند که شرایط اقتصادی و اجتماعی ناشی از جنگ را قابل تحمل نمی دانستند. کسانی که در سنین پایین اقدام به مهاجرت می نمودند، در کشورهای اروپایی به تحصیل پرداخته و موفق به کسب تخصص می شدند.
بسته شدن دانشگاه ها موجب مهاجرت یا فرار دو دسته از نخبگان شد. یک گروه، متخصصان جوانی بودند که در اوایل انقلاب با اشتیاق فراوان به ایران بازگشته و هر کدام در دانشگاه یا موسسه ای مشغول به کار شده بودند، اما به دلیل اینکه هنوز به طور پیمانی یا ساعتی به تدریس اشتغال داشتند و به استخدام رسمی در نیامده بودند، با بسته شدن دانشگاه ها به کشور محل تحصیلات شان بازگشتند. گروه دوم کسانی بودند که مشمول پاکسازی های دوران انقلاب از دانشگاه ها و موسسات و ادارات دولتی شدند.

بیکاری دانش آموختگان و فرار مغزها

بیکاری دانش آموختگان و فرار مغزها از کشور، به یکی از مسائل اجتماعی جامعه ما تبدیل شده است. مسئله مهاجرت نخبگان را می توان از ابعاد مختلف بررسی و مطالعه کرد. بیشتر پژوهندگان و نویسندگان، عوامل این معضل را در بیرون از آموزش عالی جست و جو می کنند و تحلیل خود را یک سره به عوامل اجتماعی، اقتصادی و سیاسی معطوف می کنند.
نظام آموزش عالی با سایر نظام های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی پیوستگی دارد و بسیاری از معایب و نارسایی های نظام های بیرونی را می توان به شیوه ای دیگر در نظام آموزش عالی جست و جو کرد. در سال های اخیر یکی از تلاش های مسئولان پاسخگویی به تقاضاهای اجتماعی جوانان برای ورود به دانشگاه ها بوده است و این کوشش ها به رشد و توسعه آموزش عالی انجامیده است، ولی به موازات آن، روز به روز پدیده فرار مغزها نیز تشدید شده است.
بنابراین به عنوان یک معما توسعه آموزش عالی را می توان علت مهاجرت نخبگان به حساب آورد. خواسته یا ناخواسته تلاش های ما برای توسعه آموزش عالی به فرآیند فرار مغزها دامن زده است. البته این فرآیند از مجموع عوامل مربوط به صحنه ملی و بین المللی نیز متأثر است.
توسعه آموزش عالی در ایران، در زمانی صورت می گیرد که نیروی انسانی متخصص بیش از پیش به یک سرمایه مبادله ای در بازارهای جهانی تبدیل شده و مانند ارزهای معتبر بین المللی در همه جا عرضه شدنی است؛ اما با توجه به فقدان پویایی های اقتصادی در کشور جهان سوم این ارز معتبر تنها در برخی از بازارهای پیشرفته اقتصادی از تقاضای بالایی برخوردار است.

توصیه های سیاستی برای مواجهه سنجیده با فرار مغزها

حداقل دو دسته عوامل اقتصادی و اجتماعی را می توان ریشه های اصلی فرار مغزها به شمار آورد. این عوامل در وضعیت جدیدی که جهانی شدن فراروی بازار کار بین المللی قرار داده است از طریق گسترش پیوندها و ارتباطات میان عرضه و تقاضای کار در عرصه جهانی شدن، باعث شده که متخصصان بتوانند با سهولت بیشتری وارد بازار کار جهانی شوند.
در میان عوامل اقتصادی مهمترین عامل، تفاوت چشم گیر میازن دستمزد متخصصان در کشورهای در حال توسعه و کشورهای توسعه یافته است، که بیانگر امکان دستیابی به سطح رفاه و شرایط اقتصادی به مراتب بهتری برای آنان، در صورت مهاجرت آنان به کشورهای توسعه یافته است.
در میان عوامل اجتماعی از آن جایی که نخبگان هر جامعه جدا از رفاه اقتصادی به آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز یک چشم انداز با ثبات برای خانواده و فرزندان خود اهمیت زیادی می دهند، باید گفت کمبود آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به گونه ای که در بستر این آزادی ها، نخبگان بتوانند استعدادهای ذهنی و روحی خود را شکوفا ساخته و به عبارت دیگر نیازهای روحی خود را به خوبی برطرف سازند، از دیگر عوامل مهم مهاجرت گسترده نیروی انسانی متخصص بوده است.